فرزند ماه

یکشنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸۸

 

و تو چه می دانی چه می گذرد در ذهن مجسمه

چشمانش چه را زنده نگه می دارد

 شاید نه آنچه می پنداری و نگاه مجسمه ساز را .

قدرتی که در آن موج میزند ،

توان کدام است ؟


یکشنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٧

 

 

می زییم بی دروغ

بی بدی

اشک می شوید چشمانم

کاش دنیا را

کفشهایم کو

راه طولانیست

از مهتاب تا طلوع

قلبم دست در حلقم کرده

بغز خفه ام می کند

سنگینی چیزی را در جمجمه ام حس می کنم

نمی بینمش

نمی دونم چه مه  

چی می خوام

چی بشه تا خوب بشم

خوب چیه ؟

اینجا کجاست ؟

دروغ گفتم

اشکی نیست 

قلبی نیست

قسمت سالم سیبم

آنقدر کوچک است

که ارزش جدا کردن ندارد .

 


سه‌شنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸٧

 

نیلوفر ، پای بسته است ، در لجن مرداب .

اما مرداب با تمامی آب های مرده اش ، نمی تواند ذهن او را ببندد .

بدان نیلوفر در امید زندگی می کند و نه در مرداب .

و بالاخره وعده الهی تحقق می یابد

نیلوفر با تمام وجود می شکفد

فریاد می زند پاکی روحش را با گلبرگ های سفیدش

و می گوید ،

من ، اینجا هستم ، نیلوفر .

زیبایی و عشق و محبت و مرگ و زندگی را می شناسم .

زندگی ام را که به سختی بدست آورده ام یک شبه از دست می دهم

زیرا جای نیلوفران دنیا نیست

نه جایی که قدرمان را ندانند .

 

پای نیلوفر بسته در لجن مرداب است

اما چهره اش از آب بیرون است و رویش به آسمان

شگفت آور است زیبایی خیره کننده اش

که از لجن ها بیرون آمده بدون ذره ای سیاهی .

 


Nedstat Basic - Free web site statistics
Personal homepage website counter
Free counter

Welcome to . . .
Where time stands stin
Thank U for choosing
me

If you want a lover
I'll do any thing U ask me to
If U want another kind of love
I'll wear  a mask for U
If U want a partner
Take my hand


Please dont forget
to comment
me !
And to press CTRL+ D
It's your now It's all thar there is

click here to connect
AMIN
( Yahoo! Messenger )

or send me an Email:
AMIN

I hope to meet U again soon

کودک ماه زده

(HALLELUIAH)

[ Home| Archive | Contact | M . C | Iraj ]


Arisen by  ARES